داستانی که هنوز ادامه دارد...
گاهی آدم سالها درس میخواند، کتاب ورق میزند، جزوه مینویسد و ساعتهای زیادی را صرف مطالعه میکند؛ اما یک روز به خودش میآید و میبیند چیزی که باید، در ذهنش نمانده است.
این دقیقاً همان چیزی بود که برای من اتفاق افتاد. وقتی برای ادامه مسیر طلبگی به قم آمدم، فهمیدم با اینکه سالها مطالعه کرده بودم، هنوز آنطور که باید بر مباحث مسلط نیستم؛ فقه خوانده بودم، اصول خوانده بودم، جزوه نوشته بودم، اما حس میکردم مسیر یادگیریام هنوز روشن نشده است.
آشنایی با یک استاد، برای من نقطهی عطفی شد؛ از همانجا فهمیدم که علم فقط با زیاد خواندن به دست نمیآید، بلکه باید درست خواند، درست مرور کرد و آنقدر تمرین کرد تا در ذهن و زندگی انسان جا بیفتد.
از همین تجربه بود که مدرسه
دانایی
شکل گرفت؛ جایی برای کسانی که میخواهند علوم اسلامی را به شکلی کاربردی، منظم و ماندگار یاد بگیرند.
چه حقوقدان باشید، چه روانشناس، و چه اهل مطالعهی علوم اسلامی در هر زمینهای، اینجا تلاش شده مسیر یادگیری بهگونهای طراحی شود که علم، از سطح اطلاعات عبور کند و به فهم، مهارت و ملکهی ذهن تبدیل شود.
خب بگو ببینم چی تو چنته داری؟
ببینید من خب به حد عالی تخصص نرسیدم ولی با دقت پژوهش میکنم و دوره هارو میسازم، هدف فقط انبار کردن اطلاعات نیست، بنظرم چند تا اطلاعات به درد بخور کاربردی بهتره از اوناست البته که دوره های دروس عمیق هم داریم به فضل الهی.
حالا چطور به دوره اعتماد کنیم؟
توی هر دوره منابعش ارجاع داده شده، با توجه به سطح دوره منابع نوشته میشن، شاید یه سطح بسیار عالی بزاریم اون موقع منابع قوی هست. در کل همه چیز مشخصه.
روش تو چطوری هست؟
من در آموزش خیلی در استفاده از ابزار های به روز تاکید دارم و خیلی به دسته بندی و چیز های بصری علاقه مند هستم و سعی میکنم اونا رو به کار ببرم، برای دوره ها هم بعضیاشون کاربرد محور بعضیا تدریس دقیق بعضیا خلاصهی کتاب، بعضیا نکات امتحانی، بعضیا کارگاهی و مهارتی و… هستن.