کتاب را باز میکنی و شروع میکنی به خواندن و هنوز چند صفحه جلو نرفتهای که گوشی را برمیداری، چیز مهمی هم نیست و یک پیام را نگاه میکنی، بعد وارد یک کانال میشوی، از آنجا یک ویدئو میبینی و وقتی برمیگردی سر درس حس میکنی دیگر حوصله ادامه دادن نداری.
گاهی هم اصلاً گوشی را برنمیداری ولی ذهنت دنبال بهانه است. یک دفعه یادت میافتد باید چیزی را سرچ کنی و وسط سرچ کردن موضوع دیگری میبینی، بعد از چند دقیقه میفهمی از جایی که شروع کرده بودی خیلی دور شدهای.
سؤال اینجاست که چرا نشستن و نیم ساعت خواندن یک کتاب اینقدر سخت شده؟
مشکل این نیست که انسان دیگر توان تمرکز ندارد
اینکه بگوییم «نسل جدید دیگر نمیتواند تمرکز کند» زیادی سادهسازی است. همان کسی که میگوید نمیتواند نیم ساعت کتاب بخواند ممکن است یک ساعت بازی کند، یک فیلم کامل ببیند یا مدت زیادی درباره موضوعی که واقعاً به آن علاقه دارد جستوجو کند. پس اصلِ توانایی توجه از بین نرفته است .مشکل بیشتر این است که عادت کردهایم توجهمان را مرتب جابهجا کنیم.
تحقیقات گلوریا مارک در دانشگاه کالیفرنیا ارواین درباره رفتار افراد هنگام کار با صفحهنمایش نشان داده که افراد در محیط دیجیتال مرتب میان کارها و صفحههای مختلف جابهجا میشوند. در دادههای جدیدتر این پژوهشها، متوسط زمانی که افراد قبل از جابهجایی روی یک صفحه باقی میمانند حدود ۴۷ ثانیه گزارش شده است. البته این عدد به معنی «ظرفیت نهایی مغز برای تمرکز فقط ۴۷ ثانیه است» نیست. این عدد رفتار ما هنگام کار با ابزارهای دیجیتال را نشان میدهد. مغزما لزوماً توان تمرکز را از دست نداده، ولی شاید شیوه زندگیات به آن یاد داده باشد که مرتب منتظر چیز بعدی باشد.
وقتی درس میخوانی فقط با کتاب طرف نیستی
فرض کن کتابت را باز کردهای و موبایل هم کنارت است. در همان وسیلهای که کنارت گذاشتهای تلگرام، اینستاگرام، پیامها، خبرها، ویدئوها، سایتها و هزار چیز دیگر وجود دارد و هر لحظه هم میتوانی از یک متن سخت به چیزی بروی که تقریباً هیچ زحمتی برای فهمیدن نمیخواهد.
حالا جلوی تو دو انتخاب است.
یک طرف، متنی که شاید لازم باشد یک پاراگرافش را سه بار بخوانی تا بفهمی.
طرف دیگر، محتوایی که در چند ثانیه تصویر، صدا، شوخی، خبر یا هیجان جدید تحویلت میدهد.
طبیعی است که درس در چنین رقابتی کار سختتری داشته باشد. یک مرور نظاممند بزرگ که در سال ۲۰۲۵ درباره حواسپرتی دیجیتال در آموزش منتشر شد، نشان داد جابهجایی توجه، چندوظیفگی، استفاده غیرمرتبط از ابزارهای دیجیتال و ارتباط دائمی با شبکهها از مشکلات تکرارشونده در محیطهای آموزشیاند. در همین مطالعات، حواسپرتی دیجیتال با مشکلاتی مثل مطالعه ناکارآمد، افت یادآوری، از دست دادن بخشی از مطالب کلاس و کاهش درگیری دانشجو با یادگیری همراه بوده است.
«من هم درس میخوانم هم پیامهایم را جواب میدهم»
این جمله احتمالاً یکی از مشکلات اصلی ماست.خیلی وقتها فکر میکنیم داریم چند کار را همزمان انجام میدهیم. متن میخوانیم، پیام میآید، جواب میدهیم، برمیگردیم سر متن، یک سرچ انجام میدهیم و دوباره ادامه میدهیم. اما از نگاه توجه، بخش زیادی از چیزی که اسمش را چندوظیفگی میگذاریم در واقع جابهجایی سریع بین چند کار است و هر بار باید دوباره بفهمی کجای کار بودی. برای یک متن ساده شاید این اتفاق خیلی به چشم نیاید اما وقتی مشغول خواندن فلسفه، حقوق، پزشکی، اصول فقه، یک مقاله دانشگاهی یا هر متن استدلالی دیگری هستی، باید چند نکته را همزمان در ذهنت نگه داری.
نویسنده چه ادعایی کرد؟
دلیلش چه بود؟
این جمله به کدام جمله قبل برمیگردد؟
نتیجه از کجا به دست آمد؟
یک پیام کوتاه شاید فقط ده ثانیه از تو وقت بگیرد، ولی مسئله فقط همان ده ثانیه نیست. رشته فکریای که ساخته بودی هم قطع شده است .مطالعات مربوط به وقفه در کار نشان دادهاند که قطع شدن کار هزینه دارد و برگشتن کامل به مسیر قبلی همیشه فوری اتفاق نمیافتد. پژوهشهای حواسپرتی دیجیتال هم جابهجایی مکرر توجه را یکی از مسائل اصلی در یادگیری معرفی میکنند.
نوتیفیکیشن حتی اگر روی آن کلیک نکنی هم مشکل ساز است!
صدای پیام میآید .گوشی را باز نمیکنید ولی یک فکر کوچک وارد ذهنتون شده:
«کی بود؟»
«چی گفته؟»
«نکنه مهم باشه؟»
ممکن است چند لحظه بعد فراموشش کنید، ولی همان لحظه توجهت از کاری که انجام میدادید جدا شده است. پژوهشهای آزمایشگاهی درباره نوتیفیکیشن تلفن همراه نشان دادهاند که اعلانهای گوشی میتوانند هنگام انجام کارهای نیازمند توجه، کنترل شناختی را مختل کنند. مرور پژوهشهای آموزشی هم نوتیفیکیشنهای مداوم را یکی از عوامل حواسپرتی دیجیتال دانشجویان معرفی کرده است. پس اگر واقعاً میخواهید درس بخوانید، خاموش کردن اعلانها کار کوچکی نیست.
آیا باید گوشی را از اتاق بیرون بگذاریم؟
اینجا بهتر است اغراق نکنیم. حتماً شنیدهاید که «حتی وجود موبایل روی میز باعث کاهش قدرت مغز میشود». بعضی مطالعات چنین اثری پیدا کردهاند، اما پژوهشهای جدیدتر و فراتحلیلها نشان دادهاند که اثرِ صرفاً حضور گوشی آنقدر قطعی و بزرگ نیست و بعضی آزمایشها اصلاً چنین اثری پیدا نکردهاند. اما درباره یک چیز شواهد خیلی روشنتر است:
وقتی گوشی را مرتب استفاده میکنید و از طریق آن دائماً به اینترنت وصل هستید، فرصت حواسپرتی بسیار بیشتر میشود.
برای همین لازم نیست درباره خود گوشی افسانه بسازیم. مسئله اصلی برای بسیاری از ما همان چیزی است که هر روز تجربه میکنیم: وسط مطالعه سراغش میرویم.
یک آزمایش جالب: دو هفته اینترنت موبایل قطع شد
در یک کارآزمایی تصادفی که سال ۲۰۲۵ در PNAS Nexus منتشر شد، پژوهشگران برای دو هفته اینترنت روی گوشی افراد را مسدود کردند. تماس و پیامک همچنان قابل استفاده بود و افراد از کامپیوتر هم میتوانستند به اینترنت دسترسی داشته باشند. چیزی که حذف شده بود دسترسی دائمی و فوری به اینترنت از طریق موبایل بود.
نتیجه قابل توجه بود .توجه پایدار شرکتکنندگان در آزمون عینی بهتر شد. استفاده روزانه از گوشی هم به شکل محسوسی پایین آمد. پژوهشگران در کنار آن بهبودهایی در بعضی شاخصهای بهزیستی و سلامت روان گزارش کردند .البته نتیجه این تحقیق این نیست که همه ما باید گوشی ساده بخریم و اینترنت موبایل را برای همیشه قطع کنیم. اتفاقاً خود پژوهشگران هم گفتهاند شاید محدودیتهای هدفمندتر و قابلاجراتر بهتر باشند.
برای یک دانشجو نتیجه عملی سادهتری دارد:
لازم نیست همیشه در دسترس اینترنت باشی.
برای درس خواندن، اینترنت را «در صورت نیاز» باز کن
ما معمولاً برعکس رفتار میکنیم. اینترنت روشن است، پیامرسان باز است، مرورگر ده تب دارد و بعد سعی میکنیم وسط همه اینها تمرکز کنیم .روش بهتر این است که حالت عادیِ زمان مطالعه، نبودن عوامل مزاحم باشد و فقط وقتی واقعاً نیاز داری سراغشان بروی.مثلاً اگر قرار است ۳۰ دقیقه یک فصل را بخوانی:
گوشی روی حالت Do Not Disturb باشد.
پیامرسان کامپیوتر بسته باشد.
اگر به اینترنت احتیاج نداری مرورگر هم بسته باشد.
اگر وسط درس چیزی به ذهنت رسید که باید سرچ کنی، لازم نیست همان لحظه سرچش کنی. یک گوشه بنویسش و بعداً سراغش برو. همین کار ساده اجازه نمیدهد یک سؤال دو دقیقهای به بیست دقیقه گشتن در اینترنت تبدیل شود.
مشکل دوم: درس خواندن بیش از حد منفعل است
همه تقصیر را هم گردن موبایل نیندازیم .گاهی از درس فرار میکنیم چون مدل درس خواندنمان واقعاً خستهکننده است. کتاب را باز میکنیم و فقط خطها را جلو میرویم .ده صفحه میخوانیم ولی هیچ کاری با مطلب نداریم. نه سؤال میپرسیم، نه چیزی استخراج میکنیم، نه تلاش میکنیم بدون نگاه کردن مطلب را توضیح دهیم.
در مرور سال ۲۰۲۵ درباره حواسپرتی دیجیتال، دشوار یا غیرجذاب بودن محتوای آموزشی هم در کنار عوامل تکنولوژیک بهعنوان یکی از زمینههای حواسپرتی گزارش شده است. برای همین گاهی راه افزایش تمرکز، فقط بستن اینستاگرام نیست.
باید نحوه درس خواندن را هم فعالتر کنیم.
به جای اینکه فقط بخوانی، با متن درگیر شو
اگر قرار است ده صفحه بخوانی، قبل از شروع یک سؤال برای خودت مشخص کن:
«قرار است از این ده صفحه چه چیزی بفهمم؟» بعد از چند صفحه کتاب را ببند و ببین میتوانی مطلب را برای خودت توضیح بدهی یا نه. اگر متن استدلالی است، دلیل نویسنده را جدا کن .اگر درس حفظی است، بدون نگاه کردن آنچه یادت مانده بنویس. اگر یک متن عربی یا تخصصی میخوانی، قبل از نگاه کردن به ترجمه یا شرح سعی کن خودت ساختارش را پیدا کنی..
لازم نیست روز اول یک ساعت تمرکز کنی
اگر الان بعد از ده دقیقه سراغ گوشی میروی، تصمیم «از فردا روزی سه ساعت بدون وقفه درس میخوانم» احتمالاً برنامه خوبی نیست.از یک بازهای شروع کن که واقعاً بتوانی انجامش بدهی.
مثلاً ۱۵ یا ۲۰ دقیقه فقط یک کار. نه پیام ، نه سرچ بیربط، نه عوض کردن درس! وقتی تمام شد چند دقیقه استراحت کن و دوباره شروع کن، بعد اگر دیدی این زمان برایت عادی شده، بیشترش کن.
استراحت با حواسپرتی فرق دارد
بعد از مدتی درس خواندن خسته میشوی. این طبیعی است. اما ما گاهی به جای استراحت، نوع محرک را عوض میکنیم. از کتاب خسته شدهای و بلافاصله وارد شبکه اجتماعی میشوی. ده دقیقه بعد برمیگردی ولی ذهنت هنوز درگیر چند تصویر، خبر، پیام و موضوع مختلف است. میتوانی بعضی استراحتها را واقعاً استراحت کنی.
بلند شوید، آب بخورید، کمی راه بروید، از پنجره بیرون را نگاه کنید، لازم نیست هر فضای خالی روز را با محتوا پر کنید. در همان آزمایش سال ۲۰۲۵ که دسترسی به اینترنت موبایل محدود شد، افراد زمان بیشتری را صرف فعالیتهای آفلاین، ارتباط حضوری، ورزش و حضور در طبیعت کردند. این تغییر در نحوه استفاده از زمان یکی از پیامدهای مهم محدود شدن اتصال دائمی بود.
یک روش ساده برای جلسه مطالعه بعدی
برای جلسه بعدی لازم نیست برنامه عجیب و مفصلی طراحی کنید، قبل از شروع مشخص کن دقیقاً چه چیزی را میخواهی بخوانید، گوشی را روی حالت مزاحم نشو بگذارید و یک بازه مشخص فقط همان کار را انجام بدهید. هر چیزی که وسط مطالعه لازم شد سرچ کنید یادداشت کنید و فعلاً ادامه بدهید. بعد از چند صفحه کتاب را ببندید و ببینید چه چیزی فهمیدهاید. وقتی زمان تمام شد استراحت کن و همین چرخه را یادبگیرید و تکرار کنید.
اگر نتوانستید ۳۰ دقیقه کامل انجامش بدهید هم قرار نیست نتیجه بگیرید که «من تمرکز ندارم». ببین چه چیزی باعث قطع شدنتان شد و جلسه بعد همان عامل را حذف کنید.
مسئله اصلی موبایل نیست، کنترل توجه است
گوشی ابزار فوقالعادهای است. با همان گوشی میتوانید کتاب پیدا کنید، کلاس ببینید، لغت بررسی کنید، مقاله بخوانید و با استاد یا همکلاسیتان ارتباط داشته باشید. پس بحث بر سر حذف تکنولوژی نیست، مشکل از جایی شروع میشود که هر بار ذهن کمی خسته شد، بیحوصله شد یا مطلب سخت شد یک مسیر فوری برای فرار داشته باشد.
مرور پژوهشهای موجود هم نشان میدهد حواسپرتی دیجیتال فقط یک مسئله تکنولوژیک نیست. عوامل شخصی، محیطی و نحوه طراحی فعالیت آموزشی هم در آن نقش دارند. برای همین شاید بهتر باشد به جای اینکه بگوییم:
«من آدم بیتمرکزی هستم»
بپرسیم:
«من روزم را طوری چیدهام که تمرکز کردن آسان باشد یا حواسپرت شدن؟»
این سؤال خیلی کاربردیتر است. چون برای تغییرش هم لازم نیست گوشیتان را دور بیندازید، شبکههای اجتماعی را برای همیشه حذف کنید یا یک زندگی عجیب و سخت برای خودت بسازید. کافی است هنگام درس خواندن، برای مدتی کوتاه حق انتخاب میان ده کار مختلف را از خودت بگیرید، یک کتاب یا یک کار یک بازه زمانی… بعد هم واقعاً همان یک کار را انجام بدهید.